مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان

علی باقری
22 Min Read

[ad_1]
به گزارش خبرخوان

زندگی و مرگ، تم مهم سریال بازی مرکب (Squid Game) است؛ در حالی که در این رقابت، شرکت‌کنندگان به‌معنی واقعی کلمه برای زنده‌ماندن با هم و شرایط می‌جنگند. با اظهار این که فصل سوم آخر این سریال است، کاملاً روشن می بود که تعداد بسیاری از شخصیت‌ها زنده نخواهند ماند و مرگ‌هایی شوکه‌کننده و دلخراش در راه است. اما این‌بار، یک تفاوت مهم وجود داشت: زیاد تر شخصیت‌های فصل سوم از بازی‌های مرگبار فصل دوم باقی جان سالم به در برده بودند، و مخاطب از قبل با آن‌ها ربط عاطفی برقرار کرده می بود؛ چیزی که در فصل‌های قبل سابقه نداشت.

مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۷۵

حتی با دانستن این حقیقت، فصل سوم بازی مرکب مرگ‌هایی را به عکس کشید که از نظر احساسی، برخی از تلخ‌ترین و غیرمنتظره‌ترین لحظات تاریخ سریال را رقم زدند. خیانت‌ها و ضربه‌های عاطفی از هر طرف نازل می‌شدند و تماشای آن‌ها کار راحتی نبوده است. اما این همان چیزی‌ست که جوهره بازی مرکب را می‌سازد: سریالی تاریک با نگاهی بی‌رحمانه به طبیعت انسان؛ این که چطور قوت و رویارویی با مرگ، افراد را به سمت رفتارهای غیرمنطقی و غیرانسانی سوق می‌دهد. این سریال هیچ‌زمان ادعا نکرده که یک توانایی خوشایند یا سرگرم‌کننده ساده است، و در فصل خداحافظی‌اش، این تم‌ها را به اوج رساند. در این نوشته می‌خواهیم ۱۳ مرگ مربوط به شخصیت‌های مهم فصل ۳ اسکوئید گیم را بر پایه مقدار تراژیک بودن رتبه‌بندی کنیم.

بازیکن شماره ۱۰۰ بازی مرکب ۳
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۷۶

۱۳. ایم جونگ-دائه (بازیکن شماره ۱۰۰)

هیچ‌کس سزاوار مرگ در دنیایی همانند بازی مرکب نیست، اما اگر قرار باشد برای «رضایت‌قسمت‌ترین مرگ شخصیت منفی» در این سریال جایزه‌ای در نظر گرفت، بی‌شک باید آن را به بازیکن شماره ۱۰۰ داد. او در طول بازی‌ها، فقط به جایزه فکر می‌کند و دیگران را فقطً به چشم پول نقدی می‌بیند که باید بدستش آورد. هنگامی فردی از چالش‌ها جان سالم به در می‌برد، ناراحتی‌اش کاملاً آشکار است و با این که مستقیماً قاتل آن‌ها نیست، در مرگ چندین نفر نقش پررنگی دارد.

وقتی که در مرحله «بازی مرکب آسمانی» به پایین هل داده می‌شود و می‌میرد، نوعی حس آسودگی به تماشاگر منتقل می‌شود؛ این که فردی با این همه نیت پلید، دیگر شانسی برای برنده‌شدن نخواهد داشت زیاد خوشایند است. شخصیت ایم جونگ‌-دائه نمادی‌ست از شیطانی‌ترین نوع عکس العمل انسان به موقعیت مرگ و زندگی: نادیده‌گرفتن قیمت اخلاقی دیگران و تبدیل‌کردن انسان‌ها به عدد و رقم.

کاپیتان پارک بازی مرکب ۳
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۷۷

۱۲. پارک یونگ-گیل

یونگ‌گیل که با گفتن «کاپیتان پارک» شناخته می‌شود، در یکی از خطوط فرعی داستان نقش کلیدی دارد؛ او به جون-هو پشتیبانی می‌کند تا مکان بازی‌ها را اشکار کند. اما در ادامه داستان آشکار می‌شود که او در واقع یک خبرچین مخفی‌ست که ماموریت دارد مانع کشف موقعیت جزیره شود. بعد از افشای نقش واقعی‌اش، یونگ گیل دست به یک قتل‌عام می‌زند و تقریباً همه اعضای گروهش را به نحوه هولناکی به قتل می‌رساند.

دردناک‌ترین جنبه مرگ او برای تماشاگر، عکس العمل احساسی جون-هو است؛ هنگامی درمی‌یابد که تلاشش برای اشکار کردن گی-هون و افشای بازی‌ها از همان ابتدا محکوم به ناکامی بوده است. کاپیتان پارک به‌معنی واقعی کلمه از پشت خنجر می‌خورد؛ درست همانند خیانتی که جون-هو حس می‌کند از طریق او توانایی کرده است. مرگ او برای تماشاگر چندان غم‌انگیز نیست، اما اهمیت روایی بالایی دارد و ابعاد نهان داستان را آشکار می‌سازد.

بازیکن شماره ۲۰۳ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۷۸

۱۱. کیم گی-مین (بازیکن شماره ۲۰۳)

گی-مین در فصل سوم بازی مرکب نقش زیاد پررنگ‌تری اشکار می‌کند و مرگش نیز به‌شدت اهمیت دارد؛ چرا که آخرین بازیکنی‌ست که مستقیماً به دست گی-هون کشته می‌شود. با این که اطلاعات بسیاری درمورد او وجود ندارد، اما در مرحله «بازی مرکب آسمانی» همانند تعداد بسیاری از دیگر بازیکنان، مقصد مهم‌اش فقطً زنده‌ماندن به هر قیمتی است. با اهمیت ترین عمل او در مرحله «قایم‌باشک» اتفاق می‌افتد؛ جایی که بازیکن ۱۷۲ را می‌کشد و ناخواسته علتنجات یونگ‌سیک می‌شود؛ فردی که شجاعت کشتن فردی را نداشت و به مرگ نزدیک شده می بود.

خوشحالی حوالی مرگ او از تماشای خشونت اعمالش ناشی می‌شود؛ چیزی که گی-هون را کاملاً منقلب می‌کند و اشک به چشمانش می‌آورد. تماشاگر احتمالا با گی-مین رابطه‌ای برقرار نکرده باشد، اما در آن لحظه، گی-هون به‌وضوح درمی‌یابد که چه مقدار از آن مرد اول داستان فاصله گرفته و همه آن‌هایی را که به آن‌ها نزدیک شده می بود، بار دیگر از دست داده است.

بازیکن شماره ۴۴ بازی مرکب ۳
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۷۹

۱۰. سئون-نیو (بازیکن شماره ۰۴۴)

سئون-نیو شخصیتی پیچیده دارد؛ نه لزوماً دوست‌داشتنی است و نه کاملاً شرور. حس اخلاق خاکستری او تا حد بسیاری ناشی از میل شدیدش به بقاست، اما توانمندیاش در پیش‌بینی رویدادها با منفعت گیری از نیروهایی ناشناخته، شخصیتش را به‌نحوه قابل‌توجهی پیچیده می‌کند. ایمان مذهبی‌ او علتمی‌شود بتواند در طول بازی برای خود پیروانی جمع کند و در بین این همه وحشت، نوید نجات ببخشد. این نوشته به‌اختصاصی در بازی «قایم‌ باشک» برجسته است، وقتی‌که به‌نظر می‌رسد دارد دیگران را به سوی رستگاری هدایت می‌کند.

با این حال، وقتی که گروه در کمین دچار می‌شود، سئون-نیو بدون لحظه‌ای تردید، دیگران را رها می‌کند و جان خود را نجات می‌دهد، در حالی‌که باقی به‌نحوه هولناکی کشته خواهد شد. با وجود این خودخواهی، مرگ او حال و هوایی از اندوه دارد؛ چرا که بازیکن شماره ۱۰۰ را تا درِ خروجی هدایت می‌کند، اما او یکی از کلیدها را برمی‌دارد و در را به‌رویش می‌بندد. در نهایت، این زن توسط مین-سو که تحت تاثییر مواد و پریشان است و توهم می‌زند که او همان نام-گیو است، به قتل می‌رسد. اگرچه حرکت توهین‌آمیز سئون-نیو او را به مرز خشمگینی رسانده می بود. در نهایت، تمرکز احساسی این مرگ نه روی خودش، بلکه روی سیر تحول شخصیتی مین-سو است.

بازیکن شماره ۳۳۳ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۰

۹. لی میونگ-گی (بازیکن شماره ۳۳۳)

میونگ‌-گی آدم بدی نیست و از برخی جهات شباهت‌هایی به سانگ-وو در فصل اول دارد: مردی که برای بقا به خشونت متوسل می‌شود، چون فکر می‌کند این تنها راه امکان پذیر. اما انگیزه‌ی دوم او چیزی فراتر از نجات خودش به نظر می‌رسد: او پدر فرزند جون-هی است. در طول بازی‌ها، زنده ماندن جون-هی در برتری کامل او قرار دارد و با وجود همه مانع ها، موفق می‌شود تا مرحله «پریدن از روی طناب» او را زنده نگه دارد.

اما در آن مرحله، او به مرز جنون می‌رسد و حتی حاضر می‌شود فرزند خودش را فدا کند تا زنده بماند. همه اعمال خوب میونگ گی یک دفعه از هم می‌پاشد و تماشاگر به وضوح درمی‌یابد که چطور بازی مرکب ذهن انسان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و تصمیم‌گیری‌های اخلاق محور را نابود می‌کند. میونگ‌-گی نمادی‌ست از حقیقت تلخ یک سیستم معیوب؛ سیستمی که اگر انسان مجال تفکر روشن داشت، احتمالا این چنین پایانی نداشت.

بازیکن شماره ۱۲۴ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۱

۸. نام-گیو (بازیکن شماره ۱۲۴)

در ابتدا همیشه در کنار تانوس دیده می‌شود، اما مرگ نام-گیو در فصل سوم نشان‌دهنده‌ی خطرات و اجتناب‌ناپذیری اعتیاد است. بعد از مرگ تانوس، نام-گیو به قرص‌هایی که در گردن‌آویز صلیب‌شکل معروفش نگه می‌دارد، وابسته می‌شود. این قرص‌ها او را به حالتی روانی و غیرقابل‌پیش‌بینی می‌رسانند، اما به او این توهم را خواهند داد که دیگر از چیزی نمی‌ترسد و می‌تواند در بازی‌ها بهتر عمل کند. با این حال، هنگامی تاثییر قرص‌ها از بین می‌رود، اضطراب و ناپایداری جای آن حس مطمعن به نفس کاذب را می‌گیرد.

او با سوءاستفاده از ذهن وابسته و ضعیف مین-سو، تلاش می‌کند کنترلش را نگه داری کند؛ اما مین-سو گردن‌آویز صلیب را روی سکوی طناب پرت می‌کند و نام-گیو ناچار می‌شود برای برداشتن آن، خودش را در معرض خطر قرار دهد. اگرچه شخصیتش دائماً رو به شرارت زیاد تر می‌رود، اما دیدن او در لحظه‌ای که صلیب خالی را باز می‌کند و با چشمان درمانده به پشت سرش نگاه می‌کند، اندوه‌بار است. او فقطً محصول همان سیستمی‌ست که انسان را وادار می‌کند برای بقا تبدیل به هیولا شود؛ هیولایی که در نهایت، کنترل خود را به‌علت اعتیاد از دست می‌دهد. اگرچه مرگ این شخصیت به اندازه برخی شخصیت‌ها غم‌انگیز نیست، اما هم چنان حس حسرت و افسوس در آن موج می‌زند.

بازیکن شماره ۰۰۷ بازی مرکب ۳
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۲

۷. پارک یونگ‌سیک (بازیکن شماره ۰۰۷)

یونگ‌سیک شخصیتی است که با هراس و بزدلی‌اش شناخته می‌شود؛ ویژگی‌ای که ریشه در وابستگی بیش‌ازحد او به دیگران دارد. همین ویژگی افراطی علتشده می بود بدهی سنگینی از قمار برایش به‌جا بماند، اما در عین حال، وفاداری شدید و عشق خالصانه‌اش به مادرش، گوم‌جا را نیز شکل داده می بود. او در طول سریال فردی خوش‌قلب اما خودویرانگر به‌نظر می‌رسد؛ فردی که مدام به خود شک دارد و نمی‌تواند برای خودش تصمیم بگیرد. این ضعف شخصیتی در نهایت عرصه‌ساز سقوط یونگ‌سیک شد: وقتی که در مرحله «قایم‌ باشک» جای مادرش را گرفت تا نقش تعقیب‌کننده را ایفا کند و دریافت که برای بقا باید یک نفر دیگر را بکشد.

برخلاف بازیکنان دیگر که اعتمادبه‌نفس بیشتری داشتند، یونگ‌سیک از فکرِ فروکردن چاقو در بدن انسانی دیگر به‌وضوح پریشان شده می بود و درون هزارتو با هراس و دودلی قدم می‌زد. با نزدیک‌شدن به آخر زمان بازی، از هراس مرگ، تصمیم گرفت جون‌هی را مقصد بگیرد؛ در حالی‌که مادرش با التماس از او می‌خواست که به‌جای جون‌هی، او را بکشد. اما پیش از آنکه بتواند ضربه نهایی را داخل کند، چاقویی را در پشتش حس کرد. هنگامی برگشت و دید مادرش قاتل است، اشک در چشمانش حلقه زد. گرچه اشکار می بود که یونگ‌سیک شخصیت مناسبی برای بقا در بازی مرکب را ندارد، دیدن این که مادرش برای نجات یک مادر دیگر، ناخواسته علتمرگ پسر خودش می‌شود، تکان‌دهنده می بود. یونگ‌سیک در طول داستان رشد بسیاری کرده می بود، اما در نهایت، ضعف و نرمی شخصیتش بلای جان او شد.

بازیکن شماره ۱۲۵ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۳

۶. پارک مین-سو (بازیکن شماره ۱۲۵)

با وجود شخصیت زیاد مطیع، خجالتی و ترسویش، مین-سو موفق می‌شود خود را تا فینال بازی مرکب رساند. او در طول مسیر رشد قابل‌توجهی مشخص می کند، به‌اختصاصی در عرصه بلایی که بر سر نام-گیو آورد. با این حال، در بازی نهایی یعنی «بازی مرکب آسمانی»، بی‌تجربگی و هراس او کاملاً مشهود است؛ چرا که اغاز به دیدن توهماتی از بازیکنان مرده همانند تانوس و نام-گیو می‌کند که از دنیای مردگان او را مسخره می‌کنند.

گرچه زمان وجود او در سریال نسبت به دیگران کمتر است، اما لحظات پایانی‌اش به‌شدت تراژیک می باشند. درست پیش از مرگ، او در کنار لبه سکوی بازی بی‌دفاع ایستاده، بدنش می‌لرزد و نمی‌تواند کلمات را درست ادا کند. حتی بعد از همه سختی‌هایی که پشت‌سر گذاشته، مین-سو هم چنان در برابر خطر کاملاً بی‌پناه باقی مانده و از نظر دیگران مقصد آسانی به‌شمار می‌آید. در آخرین لحظات زندگی‌اش، توهمی از سه-می را می‌بیند؛ نزدیک‌ترین دوستش در بازی که به‌خاطر ناتوانی مین-سو در دفاع از او، کشته شده می بود. آن دختر نماد عذاب وجدان مین‌سو است و زمان مرگ به او اسایش می‌بخشد و می‌بخشدش. این عکس به مرگ مین-سو معنی و اسایش می‌بخشد.

بازیکن شماره ۳۸۸ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۴

۵. کانگ دائه-هو (بازیکن شماره ۳۸۸)

مسیر شخصیتی دائه-هو به‌شدت غم‌انگیز است؛ مسیری که تحمل مرگ او را برای تماشاگر به شدت دشوار می‌کند. در فصل دوم، او فردی آرام، منضبط و با قطب‌نمای اخلاقی روشن به عکس کشیده می‌شود که تمایل به فداکاری برای خیر جمعی دارد؛ برای مثالً وقتی‌که تصمیم می‌گیرد نوشته بازی دوم را به خبر همه بازیکنان رساند. اما در جریان شورش، تروماهای دوران کودکی‌اش به سراغش می‌آیند، اشکار می‌شود که به گمان زیادً از خانواده‌ای با پدری بدرفتار می‌آید، و دیدن یک جنازه علتمی‌شود به لاک دفاعی فرو برود.

دوستی و احترامی که نسبت به گی-هون داشت، یک دفعه از بین می‌رود و گی-هون او را تقصیر کار مرگ جونگ-به می‌داند. در مرحله «قایم‌ باشک»، دائه-هو توسط گی-هون تعقیب شده و در نهایت خفه می‌شود. در لحظات پیش از مرگ، دائه-هو تلاش می‌کند به گی-هون بفهماند که ناکامی شورش تقصیر یک نفر نبوده، اما اگر قرار باشد فردی را تقصیر کار دانست، آن فرد خود گی-هون است. دیدن این که شخصیتی صادق و وفادار چون دائه-هو به‌خاطر چیزی که در واقع تروما بوده، نه هراس، مجازات می‌شود، به‌قدر کافی دردناک است. اما این که گی-هون به‌راحتی یکی از نزدیک‌ترین دوستانش را می‌کشد، مرگ دائه-هو را چندبرابر سنگین‌تر می‌کند.

بازیکن شماره ۱۲۰ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۵

۴. چو هیون-جو (بازیکن شماره ۱۲۰)

هیون-جو یکی از فداکارترین و پشتیبانی‌گرترین بازیکنان در دنیای بازی مرکب می بود؛ ویژگی‌هایی که تا لحظه مرگش نگه داری کرد. با وجود توانمندیهای فیزیکی آشکارش، که بخشی از آن‌ها به سابقه نظامی‌اش برمی‌گردد، توانایی شخصی‌اش از طردشدن به‌علت تبعیض‌هایی که بعد از تحول جنسیت متحمل شده می بود، علتمی‌شد مدام حواسش به بازیکنان طردشده دیگر باشد؛ حتی بیشتر از امنیت خودش. این ذهنیت در نحوه مرگ هیون-جو نیز کاملاً آشکار است: وقتی‌که راه خروج از مرحله «قایم باشک» را اشکار می‌کند، اما برمی‌گردد تا به گوم‌جا و جون‌هی پشتیبانی کند؛ چون می‌داند آن‌ها برای مراقبت از خودشان زیاد ضعیفند.

در حالی‌که از نجات خود منصرف شده و برای پشتیبانی به دیگران بازمی‌گردد، غریزه بقا در او کمرنگ می‌شود. در این حالت احساسی، دقت و حواس جمعی‌اش را از دست می‌دهد و پشت به در خروجی می‌ایستد؛ همین علتمی‌شود که میونگ‌-گی، که فکر می‌کند او تهدیدی بالقوه است و نمی‌داند دارد از مادر فرزندش محافظت می‌کند، او را با چاقو بکشد.

هیون-جو در حالی می‌میرد که در حال نجات دیگران می بود و این مرگ، گواهی بر ذات فداکارانه اوست. در طول سریال، او یکی از دوست‌داشتنی‌ترین بازیکنان می بود؛ به‌خاطر همین تمایلش به انجام کار درست و اخلاقی. مرگ قهرمانانه‌ هیون-جو تصویری دلخراش از این حقیقت تلخ است که در دنیای بازی مرکب، انسانیت و نوع‌دوستی هیچ زمان شانس بقا نخواهند داشت.

بازیکن شماره ۴۵۶ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۶

۳. سئونگ گی-هون (بازیکن شماره ۴۵۶)

در سریالی که انواعی از مرگ‌های دلخراش همیشه در کمین می باشند، غیرقابل پیش‌بینی بودن یک مرگ، دشوار به نظر می‌رسد. در دنیای بازی مرکب، حتی مهربان‌ترین و پاک‌ترین بازیکنان نیز سرنوشتی تراژیک در انتظارشان است. اما مرگ گی-هون، یک پیچش بزرگ در آخر سریال محسوب می‌شود؛ به‌اختصاصی هنگامی آشکار می‌شود که دور نهایی «بازی مرکب آسمانی» اصلاً اغاز نشده می بود و مرگ میونگ-گی آخر بازی نبوده است.

آخر کار شخصیتی که خود به نماد این سریال تبدیل شده، باید از نظر شماتیک معنی‌دار و الزامی باشد تا فقطً شوکی کم‌اهمیت و سطحی به نظر نرسد. مرگ گی-هون دقیقاً همین ویژگی را دارد: یک آخر تلخ و شیرین که در آن، او خود را فدا می‌کند تا فرزند جون‌هی بتواند زنده بماند. او موفق می‌شود از شخصیت اعتیادآور و خودویرانگر خود عبور کند و در روبه رو با مسئولان بازی‌ها، بگوید که شرکت‌کننده‌ها «اسب» نیستند، بلکه انسان‌اند.

این جمله، ساده و صریح است اما جوهره مهم بازی مرکب را مشخص می کند: این که در عمق ماجرا، این بازی همیشه درمورد انسانیت بوده است. مرگ گی-هون تدریجی و آرام است، که فرصتی فراهم می‌کند تا تماشاگران همه اتفاقات و رنج‌هایی که پشت‌سر گذاشته را مرور کنند. خداحافظی با او، به همان اندازه آخر یافتن سریال تاثیرگذار و احساسی است.

بازیکن شماره ۱۴۹ فصل سوم بازی مرکب
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۷

۲. جانگ گوم‌جا (بازیکن شماره ۱۴۹)

مرگ گوم‌جا ارتباطی جدایی‌ناپذیر با مرگ پسرش دارد. او در خوابگاه خودش را حلق‌آویز می‌کند؛ بعد از این که تصمیم دردناکی گرفت که تبدیل مرگ پسرش شد. همان گونه که پیش‌تر گفتیم، گوم‌جا تصمیم گرفت با چاقو پسرش را بزند تا از مرگ جون‌هی – و به‌تبع آن، یتیم‌شدن نوزادش – جلوگیری کند.

این تصمیمی آنی می بود، چراکه بلافاصله بعد از آن، با فریاد از نگهبانان می‌خواهد پسرش را ببخشند. اما این نوشته بر نقش گوم‌جا در کل داستان اصرار دارد، جایی که نقش مادر را برای تعداد بسیاری از بازیکنان ایفا می‌کرد. او گفت‌وگوی او با گی-هون بعد از مرحله «قایم باشک» نیز به‌نحوه دردناکی آشکار می‌کند که این زن چطور تلاش می‌کند با مرگ پسرش کنار بیاید؛ و در حقیقت، تصویری نمادین از بی‌رحمی ساختار بازی‌ها اراعه می‌دهد.

او می‌میرد، چون دیگر دلیلی برای زندگی ندارد. او داخل بازی شد تا بدهی پسرش را پرداخت کند؛ اما اکنون که او رفته، دیگر چیزی نمانده که براش بجنگد. خودکشی‌اش بی‌رحمانه، تکان‌دهنده و به‌دور از اغراق‌های معمول بازی است و بی‌شک، یکی از دلخراش‌ترین لحظات کل فصل سوم اسکوئید گیم به‌شمار می‌رود.

بازیکن شماره ۲۲۲ بازی مرکب فصل سوم
مرگ شخصیت‌های مهم فصل ۳ بازی مرکب_خبرخوان ۸۸

۱. کیم جون‌-هی (بازیکن شماره ۲۲۲)

سیر روایت و سرنوشت جون‌-هی در فصل سوم، به‌شدت بر بارداری او متمرکز است؛ ماجرایی که نهایتاً به تولد فرزندش در مرحله «قایم‌ باشک» ختم می‌شود. اشکار است که تنها خواسته‌ او، امنیت دخترش است. او هیچ‌گاه به‌طور مستقیم داخل خشونت نمی‌شود و تنها به افرادی مطمعن می‌کند که داوطلبانه حاضر به پشتیبانی شده‌اند، همانند گوم‌جا و هیون‌جو.

او شخصیتی آرام دارد که هیچ‌گاه دقت اضافه‌ای جلب نمی‌کند – تا وقتی که به مرگ نزدیک می‌شود. گی-هون نظر پشتیبانی می‌دهد و هدفی تازه در حفاظت از جون‌-هی و نوزادش اشکار می‌کند، اما جون‌-هی با گریه و التماس از او می‌خواهد که سر جایش بماند.

بعد از صدمه‌دیدگی مچ پایش در مرحله «قایم باشک»، جون‌-هی می‌داند که شانس بسیاری برای زنده‌ماندن ندارد. به این علت از گی-هون می‌خواهد از کودک او مراقبت کند. این انفجار ناگهانی احساسات، دلخراش است؛ چراکه جون‌هی در واقع دارد با مرگ خود کنار می‌آید. دیدن زنی که مرگ خود را می‌پذیرد تا نجات فرزندش را ضمانت کند، شکنجه‌ای عاطفی برای تماشاگر است.

برخلاف دیگر مرگ‌های سریال که طبق معمولً با خشونت و خونریزی همراه‌اند، مرگ جون‌هی با اندوه مطلق قاب‌بندی شده؛ در حالی که بدن او در کنار الگوهای گل روی زمین قرار می‌گیرد، درست همانند نوزادش که بر روی گل‌ها خوابیده است. این عکس، مرگی شاعرانه و فراموش‌نشدنی را رقم می‌زند.

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکار

اخبار تکنولوژی

اخبار اقتصادی

اخبار فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

اخبار سلامتی

[ad_2]

Share This Article