جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵
فرهنگ وهنر

شیما محمدی: می‌رباقری پدر سینمای من است، در سلمان فارسی بهترین بهار زندگی‌ام را تجربه کردم

آواتار از  علی باقریعلی باقری ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۲۹ مهر ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۰
روایت بازیگر سریال «سلمان فارسی» درباره کارگردانی میرباقری

بازیگر سریال سلمان فارسی شیما محمدی در گفت‌وگو با خبرخوان از تجربه همکاری با داود می‌رباقری روایت کرد و او را پدر سینمای خود خواند. محمدی که پیش از این در سریال شاهگوش به کارگردانی می‌رباقری ایفای نقش کرده بود، گفت در شاهگوش کاملا تیپ بازی کردم که چاشنی طنز داشت، اما در جاه‌ای دیگری نقش جدی می‌شد و در جایگاه یک خبرنگار با آقازاده‌ها مقابله می‌کردم. نقش آزاده پاکباز برای من سخت بود، مخصوصا با توجه به اینکه در زندگی شخصی از فضا‌های سیاسی دور بودم و مونولوگ‌های سیاسی شگفت‌انگیزی در سریال داشتم.

او افزود پس از ایفای نقش در شاهگوش تماس‌های زیادی داشتم که در نهایت به عقد قراردادی با حسین تبریزی در سریال کیفر منجر شد. محمدی که در حال حاضر در مجموعه سلمان فارسی به کارگردانی داود می‌رباقری بازی می‌کند، بیان کرد داود می‌رباقری پدر سینمای من هستند، بسیار مدیون او هستم و از صبری که در مواجهه با من به خرج دادند تا بتوانم بهترین خودم را ارائه دهم، قدردانم.

این بازیگر تئا‌تر و تلویزیون ادامه داد با دقت به کاریزمایی آقای می‌رباقری و اینکه کار‌های ایشان عموما دیالوگ‌محور و مونولوگ‌محور است، یک بازیگر باید حافظه بی‌نظیری داشته باشد تا در این قبیل کار‌ها راه یابد. جنس بازی در آثار می‌رباقری از دیگر کارگردانان بسیار جدا است. آقای می‌رباقری از یک اشتباه و نادرست هم نمی‌گذرند و امکان‌پذیر است یک برداشت پنجاه بار تکرار شود.

محمدی در مورد نقش خود در سلمان فارسی گفت من در این سریال با ماهگل زندگی کردم و با سلمان فارسی که آغاز بازی‌ام از فروردین ماه بود، بهترین بهار زندگی‌ام رقم خورد. آقای می‌رباقری در زمان مصاحبه به من گفتند می‌خواهم گردآفرید را برای من زنده کنی؛ زنی جنگجو و مبارز اما در عین حال عاشق‌پیشه. برای این نقش در مورد گردآفرید مطالعه و تحقیق کردم، دوره‌های رزمی را زیر نظر خودشان سپری کردم و سکانس‌های شمشیربازی را در یک یا نهایت دو برداشت بازی کردم.

بازیگر فیلم بی‌بدن همچنین از نحوه ورود خود به سینما گفت هنر‌های تجسمی دروازه ورود من به سینما بود. با پیشینه فعالیت در فرهنگسرا یک مرکز فرهنگی هنری دایر کردم. در جشن کارگردان‌ها که به می‌زبانی داریوش فرهنگ در باغ موزه هنر برگزار شد، گزارشی نوشتم و با یک دو کارگردان آشنا شدم که آغاز قدم‌های من برای ورود به سینما بود.

او خاطرنشان کرد پاییز سال قبل برای بازی در تئا‌تر محاکمه یک جسد که به زبان آرکائیک بود، از آقای مسافرآستانه تقدیرنامه دریافت کردم. با داود بنی‌اردلان تئا‌تر را آغاز کردم و پس از چند کار نمایشی در عرصه عکس شدم. در اولین باران پاییزی توانستم در کنار مرحوم استاد جمشید مشایخی در نقش مسئول یک فرهنگسرا بازی کنم که آن زمان شغل خودم نیز بود.

محمدی در پایان به پروژه بی‌بدن اشاره کرد از آنجا که کاظم دانشی بازی من در نمایش مغازه خود‌کشی را دیده بود و نقد‌های زیادی در مورد نقشم نوشته شده بود، به این پروژه معارفه شدم. در ابتدا قرار بود نقش زن پژمان جمشیدی را بازی کنم که در نهایت به نقش خواهر الناز شاکردوست جابجا شد. بخشی از دیالوگ‌های من با وجود اینکه بازی‌های حسی بودند حذف شد و از این بابت متأسف شدم.

اخبار مرتبط