شبکه سحاب تلویزیون و توانایی ای میدانی از روایت چندزبانه، چندفرهنگی و واحد_خبرخوان

علی باقری
7 Min Read

[ad_1]
به گزارش خبرخوان

به گزارش خبرنگار فرهنگی ، حسین شیخیان، کارشناس رسانه بین‌الملل و مدیر شبکه سحاب در معاونت برون‌مرزی سازمان صدا و سیما، به بازدید با اهمیت ترین چالش‌های ربط با افکار عمومی جهانی پرداخت و با تکیه بر تجارب عملی و میدانی خود، ابعاد گوناگون الزام شناخت دقیق عرصه‌های فرهنگی، زبانی، تاریخی و اجتماعی هر جامعه را تشریح کرد. به حرف های او، این شناخت، شرط اساسی در اثربخشی مطلب در عرصه بین‌الملل است.

شیخیان با اشاره به این که در ارتباطات فرامرزی، نخستین مانع، ندانستن «زبان مشترک فرهنگی» با مخاطب است، گفت این نوشته تنها به معنی تسلط بر زبان گفتاری یا نوشتاری نیست، بلکه شامل فهمیدن عمیق از مفاهیم، نمادها، حافظه تاریخی و حتی ظرایف طنز یک ملت می‌شود. به حرف های او، امکان پذیر مطلب از نظر محتوا درست و حق باشد، اما اگر در قالب و چارچوب فهمیدن و حساسیت‌های آن جامعه اراعه نشود، یا به گوش نمی‌رسد یا حتی می‌تواند جهت سوءتفاهم شود.

او این اتفاق را در علوم ارتباطات «بی‌عرصه‌گی» نامید و آن را خطرناک‌ترین شکل ربط دانست؛ وضعیتی که متأسفانه برخی رسانه‌های بین‌المللی به آن دچار می باشند. وی پافشاری کرد که مخاطب جهانی، یک واحد همگن و ساده نیست، بلکه مجموعه‌ای از جوامع با پیشینه‌ها و روایت‌های خاص خود است و به این علت یک مطلب واحد نمی‌تواند به همان شکل در همه جا اثرگذار باشد. به باور او، اگر برای اروپایی‌ها، آفریقایی‌ها و مردم شرق آسیا دقیقاً یک قالب و یک لحن به کار برده شود، در بهترین حالت تنها بخشی از مخاطب جذب خواهد شد و قسمت‌های دیگر از دست خواهند رفت.

این کارشناس رسانه با پافشاری بر الزام لحاظ کردن این تفاوت‌ها در طراحی مطلب رسانه‌ای، او گفت: در قدم نخست، باید مدل ارتباطی مشابه با ماهیت فرهنگ مقصد انتخاب شود. در برخی فرهنگ‌ها، مطلب غیرمستقیم، مبتنی بر استعاره‌ها، اشارات تاریخی و عرصه‌چینی تدریجی مؤثرتر است، در حالی که در برخی دیگر، باید صریح، شفاف و مستقیم سخن او گفت.

وی قدم دوم را «انطباق عناصر روایت با اندوخته فرهنگی جامعه مقصد» گفت و افزود: در آمریکای لاتین، قیمت‌هایی همانند عدل اجتماعی، مقاومت مردمی و قهرمانان ملی، نقطه ورود زیاد مناسبی برای روایتگری می باشند. در آفریقا، توانایی مشترک استعمار و مبارزه با سلطه‌گران خارجی، بستری قوی برای همذات‌پنداری تشکیل می‌کند. در جوامع شرق آسیا نیز پیوند با سنت‌های بومی و احترام به نظم و هارمونی اجتماعی، مسیر ربط را باز می‌کند.

شیخیان با اشاره به اهمیت انتخاب قالب رسانه‌ای مشابه با عادت مصرف محتوا در هر جامعه، یادآور شد: در برخی کشورها، مستندهای بلند با روایت تحلیلی اثرگذارتر است و در برخی دیگر، ویدئوهای مختصر و پرانرژی در شبکه‌های اجتماعی بیشترین بازدهی را دارند.

وی یکی از مثالهای بارز این رویکرد را پوشش و روایت جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی در شبکه سحاب دانست و او گفت: در این پروژه، چارچوب محتوایی ثابتی شامل دفاع از حقیقت، بازنمایی حقیقت‌ها و مقابله با تحریف داشتیم، اما برای هر زبان و فرهنگ، نسخه متغیری از روایت را طراحی کردیم.

به حرف های او، برای اروپایی‌ها تمرکز بر استناد به قوانین و قطعنامه‌های بین‌المللی همراه با مستندات تصویری دقیق و قابل راستی‌آزمایی می بود. برای جوامع مسلمان، پیوند این اتفاقات با آرمان فلسطین، هویت امت اسلامی و الزام وحدت برجسته شد. در آفریقا، پافشاری بر توانایی استعمار و مبارزه با سلطه بیگانگان، حس همدلی تشکیل کرد و در شرق آسیا، منفعت گیری از زبان تصویری و روایتی آرام و مستدل، با احترام به سبک او گفت‌وگوی آن جوامع، نتیجه‌قسمت می بود. او پافشاری کرد که این توانایی نشان داد یک خط گفتمانی واحد می‌تواند با صدها لحن و قالب گفتن شود و هم چنان اصالت خود را نگه داری کند.

شیخیان با جمع‌بندی ازمایش ها خود، سه اصل اساسی را برای پیروزی در ارتباطات رسانه‌ای بین‌المللی برشمرد: نخست، شناخت عمیق عرصه (کانتکست) شامل تاریخ، زبان، حافظه جمعی، حساسیت‌ها و برتری‌های روز جامعه مقصد؛ دوم، بومی‌سازی هوشمندانه یعنی تطبیق روایت با ذائقه و ساختار فکری آن جامعه بدون از دست دادن انسجام مطلب؛ و سوم، نگه داری هویت گفتمانی، به این معنی که مطلب مهم باید ثابت بماند، حتی اگر قالب و لحن تحول کند.

او در ادامه با اشاره به فضای رقابتی امروز رسانه، خاطرنشان کرد: اگر روایت گفتمانی فقطً برای مصرف داخلی و با تکیه بر دانش داخلی ساخته شود، در برابر موج روایت‌های رقیب تاب نمی‌آورد. باید روایت را با قیمت‌های مشترک انسانی که در فرهنگ‌های گوناگون قابل فهمیدن و پذیرفتن است پیوند داد و بر داده‌ها و شواهد معتبر تکیه کرد تا امکان تحریف افت یابد. این چنین ملزوم است قالب و لحن مشابه با رسانه‌ها و پلتفرم‌هایی که مخاطب جهانی از آن منفعت گیری می‌کند انتخاب شود تا روایت از نظر محتوا غنی و از نظر فرم، انعطاف‌پذیر و چندزبانه طراحی شود.

وی در قسمت فرد دیگر از سخنان خود یکی از چالش‌های جدی سرزمین را افتنیروهای آموزش‌دیده‌ای دانست که با شناخت عرصه‌های فرهنگی، تاریخی و سیاسی هر حوزه، توانایی «ادبیات‌سازی» و «مفهوم‌پردازی» مطلب‌های انقلاب اسلامی را برای مخاطب بین‌الملل داشته باشند. به حرف های او، این نیروها باید بتوانند مطلب را در قالبی بومی‌سازی کنند که هم برای آن فرهنگ دلنشین باشد و هم با گفتمان مهم سازگار بماند.

شیخیان پرورش این چنین نیروهایی را یک الزام راهبردی خواند و پافشاری کرد: بدون این اندوخته انسانی، حتی بهترین محتوا نیز نمی‌تواند به شکلی مؤثر به افکار عمومی جهانی منتقل شود.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکار

اخبار تکنولوژی

اخبار اقتصادی

اخبار فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

اخبار سلامتی

[ad_2]

منبع

Share This Article