طراحی پوسترهای جشنوارههای فجر از سینما و تئاتر تا موسیقی و هنرهای تجسمی، از دو دهه پیش تا کنون به چالشهای جدی تبدیل شده و هر ساله با رونمایی از پوسترها موجی از انتقادات برمیانگیزد. نمونههای بارز شامل فاجعه طراحی پوستر سیوسومین جشنواره تئاتر فجر که منجر به فراخوان مجدد شد، و پوستر سیوششمین جشنواره فیلم فجر که طرحهای از پیش تعیین شدهای داشت، نشاندهنده عمق این معضل است.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، تداخل سلیقه مقامات اجرایی، ممیزیهای متعدد و مجوزهای گوناگون است که طراحان را تحت فشار دوچندان قرار میدهد و باعث میشود پوسترها در مهلتهای بسیار کوتاه تدوین و رونمایی شوند. حساسیت بالا مخاطبان و منتقدان نسبت به پوسترهای سینما و تئاتر، کار را برای طراحان حتی نامآشنا نیز دشوار کرده تا حدی که برخی گرافیستهای معروف از قبول طراحی این پوسترها خودداری میکنند.
در فستیوالهای معتبر جهانی، ماهها زمان برای تفکر بر روی جزئیات پوستر صرف میشود و برخی از پایان دوره جاری به تفکر برای سال آینده میپردازند. اما در جشنواره فیلم فجر، کجسلیقه دبیران در سالهای گذشته و تحمیل آشنایان، زیانهای جبرانناپذیری به کیفیت طراحیها وارد کرده است. با وجود پیشرفت ابزارهای دیجیتال، کیفیت کارها نه تنها بهتر نشده بلکه نزولی یافته است.
پوستر چهلوسومین جشنواره فیلم فجر با طراحی ابراهیم حقیقی، گرافیست و مدرس نامی، رونمایی شد. این اثر تصویری از رقیه چهرهآزاد بر اساس عکاسی گرامی ساعتی را نشان میدهد که بلبلی یا هزاردستانی روی انگشت او نشسته و به فیلم مادر اثر علی حاتمی اشاره دارد. فضای رویاگونه پر از گل و مرغ و رنگ، با بهرهگیری از هوش مصنوعی خلق شده است.
استفاده از چهرههای سینمایی نمادین در پوسترهای فستیوالها در جهان مرسوم است و کن و برلین نیز چندین بار این روش را به کار بردهاند. اما سوال پیش میآید که ابراهیم حقیقی، طراح نماد سیمرغ جشنواره فیلم فجر که یکی از شاهکارهای اوست، چرا در این پوستر از نماد اصلی جشنواره صرفنظر کرده و جای آن را به پرندهای کوچک داده است؟
احتمالا این انتخاب تعمدی برای نشان دادن ضعف جشنواره در سالهای اخیر یا تلاش برای همسو کردن با تکنولوژیهای نوین از جمله هوش مصنوعی بوده است. اگر نام جشنواره از پوستر حذف شود، آیا همچنان قابل تشخیص است که این پوستر برای جشنواره فیلم فجر طراحی شده، یا میتوان آن را پوستر روز مادر یا پاسداشت مقام زن دانست؟
متأسفانه سالها است که پوسترهای چشمانواز و اثرگذار در این جشنواره دیده نمیشوند و حتی طراحان نامی نیز نتوانستهاند کارهای ژرف و ماندگار خلق کنند. پوسترهایی که نگینهای گرافیک ایران بودند، اکنون تنها سعی در بازآفرینی نوستالژی گذشته دارند بدون اینکه بتوانند طعم و کیفیت آثار پیشین را بازتولید کنند. دیگر سالها است که هیچچیز طعم قبل از خود را ندارد.