ممنوعیت تبلیغ را به شبکه کودک برگردانید!_خبرخوان

علی باقری
9 Min Read

[ad_1]
به گزارش خبرخوان

به گزارش خبرنگار فرهنگی ، شبکه‌های تلویزیونی کودک در سراسر جهان به دقت از هرگونه تبلیغات تجاری به علت صدمه‌پذیری مخاطبانشان دوری می‌کنند. کودکان توان تشخیص تبلیغ از محتوای سرگرم‌کننده را ندارند و همین نوشته حساسیت بیشتری را می‌طلبد. اما شبکه کودکِ ما طی ماه‌های تازه با ورود تدریجی و زیرپوستی تبلیغات در برنامه‌های خود، مرزهای اخلاق رسانه‌ای و فرهنگی را به چالش کشیده است.

در حالی که پیش از این و با فرمان صریح معاون زمان سیما (سیدمرتضی میرباقری) پخش تبلیغات تجاری در این شبکه‌ها متوقف شده می بود، اکنون مجدد برگشت آنها به صحنه سوال‌برانگیز شده است. آیا کودکان این سرزمین، این بار قربانی بازارگرایی رسانه ملی شده‌اند؟ تبلیغات به ظاهر حذف شده است اما در قالبی دیگر و به طور برنامه‌های تولیدی به صحنه بازگشته است.

برگشت پرابهام تبلیغات در شبکه کودک

از چند ماه پیش، تبلیغات به شبکه کودک بازگشته است؛ روزی کودکان به خرید مجله‌های متنوع دعوت خواهد شد، روزی اسباب‌بازی‌ها و فیلم‌ها تبلیغ خواهد شد و روزی هم بازدید از پارک‌های تفریحی پرزرق و برق به آنها نظر می‌شود. مثالای بارز از این روال، برنامه «قصه‌های نبات» است؛ برنامه‌ای مختصر که قصه‌هایی برای خردسالان روایت می‌کند، اما همزمان زیرنویس‌های تبلیغاتی برای خرید یک مجله خاص و تیزرهای ۴۵ ثانیه‌ای که کودکان را به خرید ترغیب می‌کنند، پخش می‌شود.

این در حالی است که از سال ۱۳۹۸ و با دستور مستقیم سید مرتضی میرباقری، معاون زمان صداوسیما، پخش تبلیغات تجاری از شبکه کودک متوقف شده می بود. این تصمیم توسط کمپین‌های گسترده مردمی و رسانه‌ای از جمله #پویا_بدون_تبلیغات نیز حمایتشده می بود.

در تعداد بسیاری از شبکه‌های کودک خارجی، تبلیغات با ضوابط زیاد سخت و ملاحظات دقیق انجام می‌شود؛ چرا که کودکان به‌سادگی قادر به تمییز دادن تبلیغ از محتوا نیستند. کارشناسان رسانه اعتقاد دارند تبلیغات باید در چارچوب‌هایی فرهنگی و آموزشی اراعه شود و از تجاری‌سازی بی‌حد و حصر کودکان جلوگیری شود. اما در شبکه کودک ایران، تبلیغات به شکلی ناگهانی و بدون خبر‌رسانی شفاف به خانواده‌ها و مخاطبان خردسال به شکل گسترده‌ای ترویج اشکار کرده؛ موضوعی که نگرانی‌های جدّی به وجود اورده است.

تبلیغات «پارک ژوراسیک» و تفریحات ایرانی؛ سرگرمی یا بازاریابی؟

موج تازه تبلیغات به معارفه اماکن تفریحی و فرهنگی نیز کشیده شده است. تبلیغاتی درمورد «پارک ژوراسیک»، «اقیانوس پارک» و «سرزمین افسانه‌های ایرانی» که به ظاهر آموزشی و تفریحی معارفه خواهد شد، اما در بعد پرده تبلیغاتی شدید، نوعی بازاریابی موثر برای جذب مخاطب خردسال است.

سرپرست گروه خردسال شبکه کودک، مهدی نیک‌روش، در او مباحثه با تسنیم به این مسئله اشاره می‌کند که «این نوع برنامه‌ها با همکاری مجموعه‌های گوناگون تشکیل خواهد شد و بخشی از مقصد آن معارفه مکان‌های فرهنگی، علمی و تفریحی است.» اما آیا این توجیه برای تجاری شدن محتوای کودکانه کافی است؟ آیا ماموریت رسانه ملی فقط معارفه نیست و نباید مرزهای اخلاقی و حرفه‌ای نگه داری شود؟

او این چنین به این مسئله پافشاری کرد که تولیدات شبکه در استان‌های گوناگون انجام می‌شود و تمرکز صرف بر تهران نیست؛ برنامه‌هایی همانند «یک خونه، آشپزخونه» در قم ساخته می‌شود و انیمیشن‌ها در شهرهایی همانند مشهد و اصفهان تشکیل خواهد شد. این نوشته به معنی تلاش برای توزیع جغرافیایی تولیدات است، اما تا این مدت سوال باقی است که آیا محتوای تبلیغاتی با همین توزیع منطقی و اصولی همخوانی دارد یا فقطً بهانه‌ای برای تبلیغات پرحجم و پررنگ در شبکه کودک شده است؟

ماجرای سفری شگفت‌انگیز؟!

مجریان شبکه کودک با لحنی دوستانه و صمیمی کودکان را به توانایی سفری شگفت‌انگیز دعوت می‌کنند؛ کودکان تماشاگر را به توانایی‌ی «سفری شگفت‌انگیز» دعوت می‌کنند و آن‌ها را ترغیب می‌‌کند تا با تهیه بلیت این مراکز، از خدمات تفریحی آن‌ها منفعت‌مند شوند؛ بلیت‌هایی که زیاد تر قیمتی بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان دارند و در روزهای خاص، حتی زیاد تر. این دعوت در ظاهر، چهره‌ای از معارفه امکانات سرزمین به کودکان به نمایش می‌گذارد، اما آیا حقیقت پشت پرده به همان زیبایی است؟

انتقادهای گسترده به این نوع برنامه‌سازی مشخص می کند که صِرف دعوت دوستانه به سفر نمی‌تواند توجیهی برای ورود تبلیغات گسترده و با بار اقتصادی سنگین به محتوای کودکانه باشد. رسانه‌ای که باید بی‌طرف باشد، در اینجا چهره‌ای دوگانه اشکار کرده است: از یک سو قصه‌گو و همراه کودکان، و از نظر دیگر تبلیغ‌کننده‌ای هوشمند برای بازار مصرف.

مهم‌تر این که کودکان خردسال توان فهمیدن ابعاد هزینه‌های سفر یا نابرابری‌های جغرافیایی در دسترسی به این چنین مراکزی را ندارند. این ناآگاهی می‌تواند حس محرومیت و ناکامی را در دل کودکانی که از شهرها و مناطق دورافتاده‌تر می باشند، تشکیل کند؛ کودکان بی‌خبر از دنیای اقتصادی بزرگ‌تر که با چشم‌های معصوم خود این تفاوت‌ها را حس می‌کنند.

تبلیغات؛ بحران تکراری شبکه کودک

این اتفاق تازه تنها نقطه اغاز انتقادها نیست. سال‌ها پیش و با راه‌اندازی پویش «پویا بدون تبلیغات»، این شبکه توانسته می بود موج گسترده‌ای از تبلیغات تجاری را کنار بزند و محیطی امن و پاکیزه برای کودکان تشکیل کند. اما اکنون برگشت تدریجی تبلیغات در قالبی ظریف‌تر و ترکیبی از برنامه‌های نمایشی و وجود مجریان محبوب، این میراث را به مخاطره انداخته است.

این رویکرد حتی به حوزه سینما و فیلم‌های کودکانه هم کشیده شده؛ در حالی که کارشناسان اعتقاد دارند بیشتر از دو ساعت تماشای تلویزیون برای کودکان می‌تواند خواب و سلامت آنان را مختل کند، تبلیغات مکرر به رفتن به سینما و دیدن فیلم‌های خاص پافشاری می‌ورزد؛ آن هم در شرایط اقتصادی که تعداد بسیاری از خانواده‌ها توان برآورده کردن این نیازها را ندارند و حتی برخی روانشناسان رفتن به سینما را برای کودکان زیر ۶ سال درست نمی‌دانند.

رسانه، مسئول آموزش و اسایش خانواده‌ها

ماموریت مهم شبکه کودک، بیشتر از هر چیز تشکیل محتوای آموزشی و سرگرم‌کننده‌ای است که به کودکان چیزهای زیاد تر و بهتر یاد بدهد؛ نه آنکه با تبلیغات خود، سختی روانی بر والدین داخل کند. خانواده‌ها در شرایطی قرار می‌گیرند که باید بین خواسته‌های فرزندانشان و بضاعت مالی خود انتخاب کنند؛ انتخابی که در واقع از سوی رسانه تحمیل شده است.

علاوه بر این، تبلیغات پرزرق و برق شبکه‌های تلویزیونی، خانواده‌ها را دچار خرید کالاهای گوناگون می‌کند. کودکان، به همراه والدین، مخاطب چند شبکه می باشند و سختی تبلیغات اغواکننده علتمی‌شود بار مالی و روانی سنگینی بر دوش خانواده‌ها تحمیل شود؛ بار و فشاری که گاه بر توان مالی آنها می‌چربد.

تلویزیون؛ دوست کودکان یا تنها سرگرمی؟

برنامه‌ها، کارتون‌ها و انیمیشن‌ها در شبکه‌های تلویزیونی همانند پرستارانی مهربان می باشند که کودکان را به دنیایی خیالی و رنگارنگ می‌برند. اما این سرگرمی، اگر به عادت تبدیل شود، امکان پذیر کودک را از یافتن دیگر منبع های نشاط و بازی محروم کند. این چنین والدینی که به دل مشغله‌های زندگی، تلویزیون را به گفتن محیطی آرام برای کودکان روشن می‌کنند، ناخواسته عرصه‌ساز تشکیل عادت مصرف صرف رسانه‌ای خواهد شد.

با این همه، تلویزیون هم چنان محبوب‌ترین و پرترددترین رسانه برای کودکان و خانواده‌ها است. امروز اما دو چالش مهم در مسیر مصرف رسانه‌ای به چشم می‌آید: نخست جذب مخاطب و دوم نگه داری ماندگاری آنها. انتظار می‌رود شبکه کودک با تشکیل محتواهای دلنشین، سودمند و موثر، نه تنها مخاطبان را جذب کند بلکه آنها را در طویل‌زمان در کنار خود نگه دارد؛ خواسته‌ای که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و دقت به کیفیت و مسئولیت‌پذیری است.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکار

اخبار تکنولوژی

اخبار اقتصادی

اخبار فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

اخبار سلامتی

[ad_2]

منبع

Share This Article