با این ۳ ترفند شانس پیروزی خود را افزایش دهید_خبرخوان

علی باقری
7 Min Read

[ad_1]
به گزارش خبرخوان

فکر کنید می‌خواهید در یک مسابقه ماراتن شرکت کنید که ۹۰ روز دیگر برگزار می‌شود. شما یک مربی استخدام کرده‌اید که می‌گوید این زمان کمتر از حد ایده‌آل است، اما اگر بی‌وقفه و دقیق به برنامه تمرینی، رژیم غذایی و برنامه خواب که او طراحی کرده پایبند باشید، تا روز مسابقه آماده خواهید می بود. او هشدار می‌دهد که اگر در هر یک از این سه مورد تقلب یا سهل‌انگاری کنید، با این چنین زمان کوتاهی قادر نخواهید می بود بیشتر از ۴۲ کیلومتر مسافت ماراتن را بدوید.

فکر کنیم شما نسبت به پایبندی خود در هر سه عرصه حس خوبی دارید. فکر می‌کنید ۷۰ درصد گمان دارد که برنامه تمرینی را مراعات کنید، ۷۰ درصد گمان دارد که به برنامه تغذیه پایبند بمانید و ۷۰ درصد گمان هم دارد که برنامه خواب را مراعات کنید. اکنون گمان این که هر سه مورد را با هم انجام دهید و آماده مسابقه حاضر شوید چه مقدار است؟

جواب، برخلاف انتظار، فقط ۳۴٫۳ درصد است. شما برای پیروزی به سه چیز نیاز دارید. هرکدام به‌تنهایی محتمل به نظر می‌رسند، اما ملزوم است هر سه دقیقاً مطابق برنامه پیش بروند. هنگامی گمان انجام هر مرحله را در هم ضرب می‌کنیم، چشم‌انداز چندان امیدوارکننده نیست.

چطور شانس پیروزی خود را بالا ببریم؟

در ادامه سه ترفند را یاد خواهید گرفت که به شما پشتیبانی خواهند کرد شانس موفقیتتان را در انجام کارهای گوناگون افزایش دهید.

۱- منفی فکر کنید: هر کاری می‌توانید بکنید تا پیامدهای بد را شناسایی و از آنها جلوگیری کنید

اگر یک سکه را پرتاب کنید و دلتان بخواهد شیر بیاید، ۵۰ درصد گمان دارد به نتیجه دلخواه برسید و ۵۰ درصد گمان هم دارد ناکامی بخورید. اهداف واقعی زندگی ما پیچیده‌تر از این می باشند، اما اصل ماجرا همان است. مجموع گمان همه پیامدهای ممکن ۱۰۰ درصد می‌شود. این یعنی اگر بتوانیم گمان پیامدهای بد را افت دهیم، به‌طور خودکار شانس موفقیتمان افزایش اشکار می‌کند.

تعداد بسیاری از مردم از فکر کردن به چیزهایی که امکان پذیر نتیجه دلخواه را ندهند اجتناب می‌کنند. چون دوست دارند مثبت فکر کنند. اما متأسفانه مثبت‌اندیشی به‌تنهایی مانع وقوع پیامدهای بد نمی‌شود و در نتیجه شانس پیروزی را هم بالا نمی‌برد. آمادگی این کار را می‌کند. با شناسایی تهدیدهای موفقیتمان، می‌توانیم خلاقانه عمل کنیم و به‌صورت سیستماتیک ریسک اهدافمان را افت دهیم.

۲- با کوششهای متعدد، شانس خود را چندبرابر کنید

روبه رو با ۸۰ درصد گمان ناکامی لزوماً چیز بدی نیست. این یعنی به‌طور متوسط از هر پنج تلاش، یک‌بار موفق می‌شوید. برای یک فروشنده حضوری، این چنین نرخ موفقیتی بسیار است. اگر روزی به ۲۰۰ مرکز سر بزند، نتیجه‌اش می‌شود ۴۰ فروش. برای برخی اهداف، کوششهای متعدد ممکن یا عملی نیست. اما برای مقصد‌هایی که عدم قطعیت بالایی دارند، امتحان کردن چندباره می‌تواند در واقع یقین‌ترین راه برای موفق شدن باشد. بعضی اوقات ملزوم نیست بر شانس تسلط کنید؛ کافی است با آن بازی کنید.

«اپورووا مهتا» تخمین می‌زند که پیش از تأسیس Instacart نزدیک به ۲۰ کسب‌وکار گوناگون راه‌اندازی کرده می بود، ازجمله یک شبکه تبلیغاتی برای شرکت‌های بازی‌سازی و یک شبکه اجتماعی برای وکلا. هنگامی همه‌گیری کرونا اغاز شد، سرویس تحویل مواد غذایی او دقیقاً در زمان و مکان درست قرار داشت. در بازه‌ای ۱۰ ماهه، قیمت‌گذاری Instacart بیشتر از ۹ میلیارد دلار افزایش یافت.

توماس ادیسون با انجام آزمایش روی ۶۰۰۰ ماده گیاهی گوناگون توانست از رقبای خود پیشی بگیرد و به یک رشته مناسب و کاربردی برای لامپ رشته‌ای دست اشکار کند. بزرگ‌ترین چهره‌های خلاق تاریخ نیز برای خلق آثار ماندگار، رویکردی شبیه در پیش گرفتند. موتزارت بیشتر از ۶۰۰ قطعه موسیقی ساخت. بتهوون بیشتر از ۷۰۰ تاثییر نوشت. ونسان ون‌گوگ آن‌قدر نقاشی و طراحی کرد که طی ۱۰ سال به‌طور میانگین تقریباً هر ۳۶ ساعت یک تاثییر هنری تازه خلق می‌کرد.

۳- مرحله های دارای گمان پیروزی پایین را در برتری قرار دهید

گمان کلی پیروزی شما هیچ زمان زیاد تر از نامحتمل‌ترین پیش‌نیازتان نخواهد می بود. فکر کنید برای پیش‌بردن یک ایده حساس به زمان در شغل خود، به قبول چهار مدیر نیاز دارید. فکر می‌کنید سه نفر اول هرکدام ۹۸ درصد گمان دارد موافقت کنند، اما نفر چهارم فقط ۱۰ درصد گمان دارد بله بگوید. باز هم به قبول هر چهار نفر نیاز است. این یعنی شانس کلی پیروزی شما فقط ۹٫۴ درصد است که اصلاً خوب نیست.

یک عمل پیش‌دستانه هوشمندانه این است که اول با مدیری سخن بگویید کنید که به گمان زیادً مخالفت می‌کند. چرا؟ اگر او موافقت کند، شانس شما به‌شدت بالا می‌رود. اگر هم ایده را رد کند، دیگر وقتتان را برای سخن بگویید با سه مدیر دیگر هدر نداده‌اید. این یک روش زیرکانه برای ناکامی سریع و صرف انرژی روی پروژه‌هایی است که گمان پیروزی بالاتری دارند.

در ذهنیت تولیدمحور، ما برای انجام کارهایی برنامه‌ریزی می‌کنیم که دشوارترین می باشند یا بیشترین زمان را برای تکمیل نیاز دارند. اما در ذهنیت احتمالاتی، روی مرحله‌ای با کمترین شانس پیروزی تمرکز می‌کنیم. انجام مداوم این کار، راهی قابل‌مطمعن برای توانایی ناکامی‌های کوچک‌تر و به‌دست‌آوردن نتایج بهتر در زندگی است.

هر هدفی که جستوجو می‌کنید، دو عدد نهان با خود دارد: گمان پیروزی و گمان ناکامی. اگر بتوانیم عدد اول را بزرگ‌تر و عدد دوم را کوچک‌تر کنیم، می‌توانیم آینده را بازنویسی کنیم.

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکار

اخبار تکنولوژی

اخبار اقتصادی

اخبار فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

اخبار سلامتی

[ad_2]

TAGGED: